هانی در هوای بارانی

بدو بدو ادامه مطلب 
امروز 91/08/30 برای اولین بار من شاهد بارش آب از آسمون بودم .
خب من چه میدونم بارون چیه
تا بحال بارون ندیده بودم و پارسال که من نی نی بودم بارون اومده بود ؛ اون وقتا من هوش و حواس درستی نداشتم که تشخیص بدم این بارونه یا شیر حموم بازه مونده
امروز بارون همراه با رعد و برق شدید بود
یه نمه از رعد و برق ترسیدم ولی اونقدر از بارش بارون ذوق زده شده بودم
که دیگه زیاد به رعد و برق اهمیت نمیدادم 
مامان و بابایی سرکارن و من پیش مامان بزرگم هستم ؛ مامان جون زورکی منو گرفته بود که نرم زیر بارون خیس بشم
منم به بارون خیره شده بودم و همش توی این فکر بودم که الان حیاط خونمون پر از آب میشه که منم بتونم توش شنا کنم
خلاصه اینکه مامان و بابایی عصر از سرکار اومدن و باهم رفتیم لب دریا 






















بعد از دریا رفتیم خونه ی بابابزرگ 



چه کار خطرناک
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



هانی در هوای بارانی
